زندگی بی مکث جریان داره!

براتون تیتر بندی هم کردم که مطابقِ سلایق هر کودومو خواستین بخونین :)


1. معرفی فیلم: فیلمِ "کفشهایم کو؟" با کارگردانی کیومرثِ پور احمد رو ببینید! در نقد هایِ منتقدان خوندم که نسبت به سایرِ کار هایِ آقایِ پوراحمد، این یکی کارِ ضعیفی بوده! اما من دوستش داشتم! یه عاشقانه پدر و دختری! متفاوت بود نسبت به بقیه یِ فیلم هایی که دیده بودم! کارگردانی خوب و بازی قابلِ تحسینِ رضا کیانیان خلا هایِ فیلم نامه رو میپوشوند! کیومرث پوراحمد میگه: خواستم با یه تنشِ خانوادگی نشون بدم چطوری باید با یه فردِ آلزایمری برخورد کرد. (پوسترِ فیلم)(اطلاعاتِتون رو راجبِ آلزایمر بیشتر کنید)


2. معرفی آهنگ: اگر آهنگِ "در دستِ باد" از "دال بند" رو گوش دادید و دوست داشتید، آلبومِ "گذرِ اردیبهشت" ـِشون رو از دست ندید!


3. اندر جریاناتِ من و بیان: آقا چه وضعشه؟ چرا یه سریا فکر میکردن یا حتی میکنن که من پسرم؟ بعد جالب تر اینکه من فکر میکردم دالتون و جولیک و اَسی ، پسرن! نگو دخترن! فکر میکردم حسین و ابو دو تا آدمِ جدان! نگو یکی ان :دی  اصن یه وضعی :دی حالا اینا هیچی! چند وقته با گوشیم که میام پست بزارم یا نظراتو جواب بدم، این خط چشمک زنه که نمیدونم اسمش چیه، وقتی تایپ میکنم میره جلو ولی هیچی نمینویسه :| چرا بیان یه اپلیکیشن واسه گوشی درست نمیکنه؟ من به نشانه یِ اعتراض دیگه فقط با لپ تاپم میام بیان! والا! شعورم داره عین گوشیم هنگ نمیکنه که کلِ چیزایی که نوشتم بپره! مردیه برا خودش :)) اِسمشم خسرو عه! هم اسمِ لپ تاپِ پریساست :)) قصدِ ازدواجم داره ولی پریسا سخت گیری میکنه (برایِ کسبِ اطلاعاتِ بیشتر به این پست و کامنتاش مراجعه شود!) میگم که چطوری میشه رنگِ دکمه یِ جعبه دنبال کنندگان رو عوض کرد؟ یا متنش رو؟ من با enspect element هم پیدا میکنم کدِ رنگِشو ولی تویِ هر دو بخشِ ویرایشِ قالب که سرچش میکنم نیست! کیست که مرا یاری دهد؟ و دیگه اینکه، بسه دیگه انقدر از ترامپ ننویسید! حالمون بهم خورد :دی و در رابطه با پستِ قبل بگم که یعنی عاشِقِتونم که واسه پستی هم که نظراش بستس میاید خصوصی نظر میدین! :))) یعنی انرژی + گرفتم از این حرکت :) بازم تکرار کنید :) و خواستم همین جا یه تشکری بکنم از علی با این کامنتِش اونم زیرِ پستِ جولیک!!! که متذکر شد: خب دوباره بنویس پست رو! :| منم گوش کردم! :| و در ضمن! سعی کنید قالباتونو یه کاری کنید عکسِ پروفایلا گِرد باشه که پرتقال خوب بیافته توش :))) اینطوری :))


4. درگیری جات هایِ من و پدر: چرا خودش وقتی سفره پهنه میتونه با گوشیش مشغول باشه سرِ سفره و یا حتی دیرتر بیاد بشینه سرِش ولی من اگه اینکارو بکنم حرمتِ سفره زیرِ سوال میره؟ چرا وقتی خودِش دیرِشه ما باید عینِ جت عمل کنیم ولی وقتی ما دیرِمونه عینِ خیالِش نیست؟ چرا خودش تا دیروقت، 15 ساله که میشینه تویِ نت شطرنج بازی میکنه ولی ما نمیتونیم شبا گوشیمونو بگیریم دستمون؟ چرا وقتی اخبار میخواد گوش بده صداش گوشِ جهانو کر بکنه مهم نیست ولی من باید صدا آهنگم یه طوری باشه که فقط و فقط خودم بشنوم؟ چرا همیشه فکر میکنه خودش درست میگه و اصلا هیچ عقیده ای به مشورت نداره و نمیخواد هیچ وقت بره پیشِ روانشناس در حالی که ما مجبور شدیم از سرِ درگیری ذهنی و متشنج بودنِ جو خونمون و حتی روحیمون سه بار سرِ این قضایا بریم روانشناس و باز هم اوضاع همین باشه چون بابا حرفِ هیچ کسو قبول نداره؟ چرا هر کاری رو برا خودِش میپسنده برا بقیه نمیپسنده؟ چرا انتظار داره بیایم براش تمامِ وقایعِ روز رو تعریف کنیم وقتی تا یه چیزی میگیم میره بالایِ منبر و میخواد نصیحت یا دعوا کنه و تهشم با داد و قال تموم میشه؟ چرا همش این جمله یِ رویِ مخِ "ما شدیم همخونه به جایِ خانواده" رو مدام تکرار میکنه درصورتی که هر بار میپرسیم خب راهکارِ شما چیه هیچ دلیلی براش نداره؟ چرا نمیخواد قبول کنه خودشم مقصره؟ چرا باور نمیکنه این جمله یِ "من با تو فرق دارم" دلیلِ قانع کننده ای برایِ کاراش نیست؟ چرا فکر میکنه هنوز 50 سالِ پیشِ و ما هم باید عینِ خودش زندگی کنیم و فکر کنیم؟ چرا... چرا... چرا... بابامه! دوسِش دارم! دوستم داره! ولی واقعا روابطِ مزخرفی داریم! دیگه یاد گرفتم تویِ این چند سال سکوت کنم! چون حتی وقتی خیلی مودبانه و منطقی صحبت میکنم کار به جنگ و جدل میکشه که تو یه جو شعور نداری و همش دنبال آتو گرفتنی! من بد میگم؟ آدم وقتی به یکی میگه فلان کار رو نکن خودشم نباید بکنه! مثه پدرِ سیگاری ای میمونه که به بچش میگه سیگار نکش! بده! مامانم خیلی صبوره! شایدم عادت کرده! چون وقتی ازش میپرسم چطوری میتونی بسازی با این اخلاقِ بابا؟ میگه از اول همینطوری بود ... هوووف... دیگه نمیدونم چی بگم ... مرسی این حجم از انرژی منفی رو خوندین ... :( شما چه راهکارِ جدیدی دارید؟


5. سایرِ موارد:


1) لام میگه تویِ صدات یه disapointment ـه خاصی هست و تو وقتی روانشناس بشی مراجعِ خودش حالش بدتر میشه! :| منم گفتم به درک! تهش اگه دیدم واقعا اینطوریه یه فکری به حالش میکنم!


2) زن داداش هم عینِ خودم دیوونس :) خودشو سپرده دستِ داداشم، بهش گفته موهامو زرد کن ابروهامو نارنجی :دی نیگا کنین! اصن عجیب چیزی شده! (اون بغلیشم منم دیگه طبیعتا :دی) داداشمم داره یه پا آرایشگر میشه! تازه موهایِ زن داداشمم خودش کوتاه میکنه! میگه اگه مویِ بلند باعثِ آزار خانومم میشه نمیخوام موهاش بلند باشه! :)) اونوقت اون یکی داداشم به زن داداشم میگه هر قدر بری موهاتو کوتاه کنی منم همونقدر میرم کوتاه میکنم :دی یه بار رفت دو سانت کوتاه کرد موهاشو داداشم رفت کچل کرد :| به زن داداشم میگم خدا خیرت بده نری بیش از این کوتاه کنیا وگرنه گردنشو قطع میکنه این برادرِ ما! :دی یه همچین داداشایِ گلی دارم :) (لازم به ذکرِ که من و زن داداشام رابطمون خیلی هم خوب و دوست داشتنیه و قطعا من عمه  یِ خیلی خوبی میشم و آخرش یه کمپینِ حمایت از عمه هایِ برتر راه میندازم، اگه ندیدین!)


3) یه دفترچه یِ کوچیکِ نارنجی دارم، اندازه کفِ دسته! مالِ امضاهایِ افرادِ مشهور و اوناییه که دوسشون دارم! همیشه باهامه! یعنی انقدر امید دارم که یهویی ببینم تو خیابون این آدما رو :دی


4) اینم کوچمون! ساعت دهِ شب! یهویی :)


6. حق یارتون!

۴۵ ۱
ابو اسفنج بلاگفانی
۲۰ آبان ۲۲:۴۳
اگر تا الان شک داشتم با دیدن کوچه تون فهمیدم واقعا مرفه بی دردید!

پرتقال:

طبقه چهارم یه ساختمونِ 4 طبقه!
تویِ یه منطقه که بالا شهر هم نیست
چطوری میتونه مرفهِ بی درد باشه ابو؟ :)
چیه ؟ کمک هزینه ازدواج میخوای ؟ :))
میرزا ...
۲۰ آبان ۲۲:۴۶
@ابو اتفاقاً همسایه ایم، تو این کوچه اکثرا مستاجرن، پرایدا رو هم که می بینی!

پرتقال:

ما مستاجر نیستیم دادا :دی
اشتباه دادی آدرسو :دی
بهار پاتریکیان D:
۲۰ آبان ۲۲:۴۸
راست میگه ، مرفه بی درد :|

پرتقال:

خوشم میاد کلا همتون فقط جمله یِ آخر پست رو دیدید :|
مجتبی مطوری
۲۰ آبان ۲۲:۴۹
فیلم کفش هایم کو خعلی هم عالیه(:
افرین به داداشات (:

پرتقال:

مرسی خوندی مجتبی :)
آره بابا این منتقدا دروغ میگن :)
میرزا ...
۲۰ آبان ۲۲:۵۰
1) هنوز موفق به دیدنش نشدم ولی چون پرتقال میگه حتما می بینم.
3) اتفاقا منم فکر می کردم پسری تا اینکه اون پست حرس رو دیدم.
4 از 5) خوشبختم، همسایه ایم :)

پرتقال:

1. آفرین:)) تنکس فور تراستینگ می :دی
3. آخه چرااا ؟ :دی انقدر پسرونه اس مدل پستام ؟

دست تکون بده از پنجره ببینمت :دی
انصافا شوخی میکنی یا جدی میگی ؟:دی
مسافر ...
۲۰ آبان ۲۲:۵۲
سلام از فیلما : خداحافظ رفیق رو خیلی دوست میدارم 
آهنگ : هم که ما خارجکی گوش نمیدیم همین محمد علیزاده و محسن چاوشی برام یه دنیاست 
اندر جریانات بابا هم : که باید بگم گاهی وقتا پیش میاد دیگ باباس باید حرفش رو گوش کرد

شبتون بخیر :)

پرتقال:

چاوشی که اصن بحثش جداس
خارجی نیست که ایرانیه
آخه ماله ما همیشه پیش میاد
شبت خوش :)
بهار پاتریکیان D:
۲۰ آبان ۲۲:۵۳
نه همش رو دیدم ، واسه این نظرم اومد فقط :))

پرتقال:

آفرین و مرحبا به دخترِ خوبه ما :دی
میرزا ...
۲۰ آبان ۲۲:۵۳
پرتقال آباجی! من گفتم اکثراً مستجرن، نگفتم که شوما، ای بابا! :)

پرتقال:

حواست باشه که مرفهِ بی دردیم !
هه :دی
بهار پاتریکیان D:
۲۰ آبان ۲۲:۵۵
راستی درباره ی اون قسمتی هم که مال زنداداشت بود باید بگم خیلی باحال شده موهاش خاب :))

پرتقال:

آره عالی شده منم دوسش داشتم :))
میرزا ...
۲۰ آبان ۲۲:۵۶
آباجی پرتقال منتقدا دروغ میگن؟ :|

پرتقال:

آقا به من نگین آبجی! :))
خوشم نمیاد انصافا
چون آبجی و داداش برام تعریفای متفاوت و تقدس خاص خودشو داره که توضیح بیشترش از حوصله مبحث خارجه
شوخی بود اون که :))
ولی خب ممکنه یه منتقد کلی ایراد بگیره از یه فیلم
اما بازم از نظر یه شخص اون فیلم دوست داشتنی باشه
هوم؟

ابو اسفنج بلاگفانی
۲۰ آبان ۲۳:۰۵
مگه میرزا شوخی داره با کسی؟! من سالهاست دارم شاگردی شونو میکنم با من شوخی نمیکنن!
از دختر انار که به جای نرسیدیم، ببینم میتونم از شما یه 9 ملیون وام ازدواج بیگیرم یا نه؟!

پرتقال:

یا خدا :دی
نیگا بین شما دو تا افتادم هیچ کاری هم از دستم برنمیاد :دی
آقا تسلیم :دی

مدارکت رو با عکس خانومه خوشبخت و مشخصاتش بفرست تا از زیر فیلتر تایید من رد بشه دو دستی میدم خدمتت 9 ملیونو
اصن ده میدم
خوبه؟
Haa Med
۲۰ آبان ۲۳:۰۶
کوچتون دوازده شب؟ اونا کین؟ اراذل و آبپاش؟
:-))

پرتقال:

میدونستم کوچمون انقدر طرفدار داره زودتر عکسشو میزاشتم :| :دی
دهِ شبِ حامد نه دوازده!
اونا هم یه سری فنچ ان که داشتن داد و قال میکردن شبیه
از پنجره رفتم ببینم چه خبره دیدم سر دوچرخه دعواشونه
خندیدم
یه عکس گرفتمو اومدم
میرزا ...
۲۰ آبان ۲۳:۰۸
آبجی در مقابل داداشه، آباجی در مقابل دادا، اصفهانی باشی و نفهمی؟ نچ نچ نچ :دی
Shame on you orang :)

پرتقال:

آقا من همین جا میرم در افق محو میشم :|
واقعا شیم آن می :|
دیدی یه بار گفتم هر چی میگم سرم میاد به سرعت ؟
اینم نمونه بارزش :|

تکرار نمیشه :|
:))
میرزا ...
۲۰ آبان ۲۳:۱۳
خب پرتقال، این برا بعضی از فیلما درسته. مثلا فیلمی از نظر یه منتقد ایراد بهش وارده و از نظر یه منتقد دیگه نه، باید دید ایرادات وارده از دیدگاه ما درسته یانه که اکثرا همینطور می سنجن که نسبت به منتقدی سوق پیدا می کنن.
بعضی از فیلما ممکنه افتضاح باشه ولی بازم منتقدی ازش تعریف کرده باشه و بعضی از فیلما هم هست که همه متفق القول بر ایراداتش واقفند.

پرتقال:

بلی بلی
صحیح میفرمایید :)))
کاملا قبول دارم :)
ابو اسفنج بلاگفانی
۲۰ آبان ۲۳:۲۰
هنوز پیدا نشده اون زن خوشبخت خب! فعلا گفتم ننه از تو فامیل بگرده ببینم پیدا میشه یا نه؟! نشد میرم سراغ در و همسایه.

پرتقال:

باریکلا پسرِ گل :)))
به هر حال شرط گرفتن وام اونه
ساعاتِ اداری رو هم که میدونی
دارم برات پارتی بازی میکنما :دی
میرزا ...
۲۰ آبان ۲۳:۲۱
@ابو ارادت

پرتقال:

آقا من اعتراض دارم!
Haa Med
۲۰ آبان ۲۳:۲۵
اِه مث اینکه پیر شدم چشمم نمیبینه.
بله ده شب درسته.
:-)))

پرتقال:

از خستگیه :)
sina S.M
۲۰ آبان ۲۳:۳۴
الان این دوستان کل پستو خوندن ؟؟ 😐

پرتقال:

از دوستان یاد بگیر سینا
آفرین پسر خوب
مستر ژاندارم
۲۰ آبان ۲۳:۳۷
مرفه های بی درد :|
:)))

پرتقال:

همینه که هست!
میگم مقاماتِ بالا درجت رو ازت بگیرنا
مستر ژاندارم
۲۰ آبان ۲۳:۴۲
اصلا خلع درجه ام کنید با یک نام دیگر میام :|
مرفه های بی درد :|

پرتقال:

با من بپری لب پر میشی
لب تر کنم پر پر میشی

تا این حد خز :دی :)))
مستر ژاندارم
۲۰ آبان ۲۳:۴۶
بله !!
ببخشید 
ما ساکت میشیم تا پر پر نشیم :|

پرتقال:

قدر نمیدونی دیگه :دی
| Avonlea |
۲۱ آبان ۰۰:۰۵
اصن انقد می‌چسبه این پست طولانیای تو ^__^ آدم خسته نمیشه

پرتقال:

جِدَنی سارا؟
فکر کردم نمیخونیشون
الان ذوق مرگ شدم :)))))
لاو یوووو
| Avonlea |
۲۱ آبان ۰۰:۱۴
نو نو نو آیم یور فَن آی رید آل آو یور لاولی چرت و پرتز :)))

پرتقال:

خو حالا گند نزن به ذوق مرگیم عزیزم :دی
اتفاقا مامانمم یه دوست داره
میگه هما کی برمیگرده تلگرام این چرت و پرتاشو تو کانالش بخونیم بخندیم :|
میرزا ...
۲۱ آبان ۰۰:۲۴
به چی چی اعتراض داری؟

پرتقال:

به همه چی :دی
ابو اسفنج بلاگفانی
۲۱ آبان ۰۰:۳۱
خب ظاهرا قراره از لحاظ تعداد نظر با بلاگفان رقابت کنید!
رقابت خوبی رو براتون آرزو میکنم.

پرتقال:

دیگه محبوبیته و هزار دردسر ابو
میدونی که
کامنت قرض بدم ؟ :دی
دیدی باز مدل کامنتامو عوض کردم :|
اصن نمیفهمم چرا این گزینه رو داره بیان
باید بگم به صورت اختصاصی برا من برش دارن
وگرنه روانی میشم
ابو اسفنج بلاگفانی
۲۱ آبان ۰۰:۳۵
من دقت کردم دیدم اینجوری بهتره.
خیر، بلاگفان ثابت کرده مواقعی که انتظارش نمیره میترکونه.

پرتقال:

بر منکرش لعنت اصن!
من خودم میام مشتِ محکمی بر دهانِ منکران این قضیه میزنم!
والا
ابو اسفنج بلاگفانی
۲۱ آبان ۰۰:۴۰
دست شما مرسی. همراه همیشگیِ بلاگفان.

پرتقال:

شکلک تواضع و لبخند ملیح و ازین حرفا :)

ابو اسفنج بلاگفانی
۲۱ آبان ۰۰:۴۸
میرزا جان ارادت بیشتر. اصلا بیاین اینجا اینقدر با بچه ها با هم ارادت رد و بدل کنیم تا خانم پرتقال فروش درِ اینجا رو تخته کنن برن سر درس و مشقشون.

پرتقال:

من خودِ پرتقالم
پرتقال فروش یکی دیگس :دی
تازشم
گفتم میرم دیگه از شنبه
ما که بخیل نیستیم
همینطوری ارادت بفرستید برا هم :دی
شبت بخیر ابو :))
شب تو هم بخیر میرزا دیگه حال نداشتم شخصا بیام :دی :))
اگه ندیدین سال دیگه من اینجا نوشتم دانشجوی روانشناسی دانشگاه تهران (یا شهید بهشتی) هستم :)))

ماهی قرمز
۲۱ آبان ۰۱:۰۸
مرسی برای معرفی فیلم دوس میدارم ببینمش ؛)
منم اکثر مواقع با گوشی پست میذارم و میام بلاگ و اونقدر سفت و‌ سخت هستم که با مشکلاتش هم کنار بیام :)))

ای وای من چه شجاعتی داره زن داداشت که موها و ابروشو این رنگی کرده :)) دمش گرم ؛)
من که از این ریسک میترسم :))

پرتقال:

ببینش :)
منم بیشتر با گوشیم میومدم دیگه یه ماهه اینطوری شده کلافم کرده تحریم کردم گوشیمو :دی

عاشقشم :)) منم یه بار میخوام موهامو نارنجی کنم

sina S.M
۲۱ آبان ۰۱:۱۴
تو کوچتون نهنگ سر بریدن ؟؟ ناموسن خوشم اومد از این پست طولانی هم نبود بر خلاف چیزی که فکر میکردم 

راستش فکر کنم باباهامون زیادی شبیه به هم باشن ! لاکردار ها سرشان برود پای حرفشان میمانند که : ما خوبیم .

خیلی برام جالب بود ! ینی جالب ترین چیزی که تو این پست بود شطرنج بازی کردن پدرت به مدت ۱۵ سال از طریق اینترنته !! اصلن سوژه است برای داستان نویسی !!:)
زن داداش داشتن حس جالبیه نه ؟؟ اللخصوص که کنکوری باشی 
رابطتون چجوریه ؟ عاخه جنگ بین عروس و خواهر شوهر از دوران پارینه سنگی رایج بوده !!

پرتقال:

اونجایِ کوچمون گوده آب جمع میشه هی ماشینا رد میشن پخش میشه

اکثر بابا های ایرانی رو میشه چنین خصوصیتی درشون یافت
درس بشه برات که تو همچین بابایی نشی

آره از 43 سالگی تویِ سایتِ chess.com عضوه و شطرنج بازی میکنه
زن داداش داشتن لااقل واسه من که خواهر نداشتم خیلی خوبه :))
چه ربطی به کنکور داره ؟
رابطمونم خیلی خوبه :)
Niloufar .V
۲۱ آبان ۰۲:۰۶
برای اون کمپین حمایت از عمه ها رو من هم حساب کن:)
چه باحاله آدم زن داداش داشته باشه ها:)

پرتقال:

خبرت میکنم :)
خدا نصیبت کنه یه خوبشو :))
دالتون وارِن
۲۱ آبان ۰۸:۳۹
اون فیلم رو ندیدم پس نمیتونم نظری بدم:)

آلبوم در گذر از اردیبهشت که محشررررره!

در کل فامیل گرام هم هیچوقت منو تو حوزه ی دخترا نپذیرفت:)

اااا منم همین جریاناتو با بابام دارم!خیلیم وحشتناک دارم!تازه از نظر عقایدمون(دینی/اخلاقی!)هم زمین تاآسمون باهم فرق داریم!

به لام بگو صدا خودت disapointment داره:دی

منم به کمپینت می پیوندم:)

من بچه بودم چون نمیذاشتن برم تو کوچه بازی کنم همیشه یه بالشت میذاشتم زیر پام و میرفتم بازی بچه های کوچه رو نگاه میکردم!درکل من تو بچگیم زیاد بازی نمیکردم ولی تجربه ی کوچه رفتنو دوست داشتم که نشد دیگه:(

تومار(طومار؟!) شد یا کامنت واقعا؟!

پرتقال:

ببین خب :دی
تا حالا سه تا شدیم تو کمپین :دی
منم تجربه کوچه رفتنو نداشتم :(
عالی شد هر چی بود :))
یا فاطمة الزهراء
۲۱ آبان ۰۸:۴۵
ممنونم برای معرفی فیلم و آهنگ
خوبه کسی درباره جنسیت من اشتباه نکرده :دی شما هم با همون خسرو بیا :)) منم با پریسا صحبت میکنم به این وصلت رضایت بده
من از این درگیری ها ندارم و کلا خونه ما یکمی برعکسه حتی :دی ولی بهت پیشنهاد میکنم با مشاورای زندگی بهتر صحبت کنی تحت نظر شهاب مرادیه عالیه
زن داداشت و اون داداشت که کچل کردین عالیناااا :))) یکی یه لایک بهشون 

پرتقال:

نوش جونت :)
خو تو از عکس پروفایلت معلومه دختری و کلا از قالبت :))
آره تو واسطه شو لااقل :دی
فایده نداره ولی از شر کنکور خلاص بشم بازم راه های متفاوت رو امتحان میکنم :)
دو تا لایکم به تو :)))
4 تا هم واسه من :دی
Bahar Alone
۲۱ آبان ۱۱:۳۳
منم فکر میکردم خیلیا دخترن بعد پسر بودن...خیلیام پسر بودن فکر میکردم دخترم...اصن بددوضعیه خاهررررر؛))

پرتقال:

آدم امنیت نداره به خدا :دی
sina S.M
۲۱ آبان ۱۱:۴۵
خوشم میاد بعضیا تبلیغ هم میکنن 😂

پرتقال:

تبلیغ ؟ بام؟ شیب ؟ :دی
خانوم بلوط
۲۱ آبان ۱۴:۲۱
سلام وبه خوبی داری 

دنبال میشی 

خوشحال میشم به وبه من سر بزنی و اگه مایلی دنبالم کن :)

پرتقال:

:)
علی ف.
۲۱ آبان ۱۷:۲۷
1- "کفشهایم کو" بد نبود... خوب هم نبود خیلی!

2- آهنگ ایرانی گوش نمیدم! :دی

3- آره! این که یه اپ واسه بیان درست کنن خیلی مهمه بنظرم! متن این جعبه‌عه رو هم بعید میدونم بشه عوض کرد؛چون اون قسمت با Php باید نوشته شده باشه و ما هم به ویرایشش دسترسی نداریم! ولی رنگش با تغییر رنگ باکس ها،تغییر میکنه!
ولی یه راه: یه کادر به هر شکلی که دوست داری، واسه فالو کردن طراحی کن،بعد اون رو لینک بده به آدرس http://blog.ir/panel/-/followed_blogs?follow=ct0rzZYZwMA و بعد هر جایی که دوست داری قرارش بده! اونوقت میتونی این جعبه ی اصلی رو هم حذف کنی! 
در اون مورد هم؛خواهش میکنم :)))

4- یه کم حرف گوش کن خب! دخترشون‌ـی ! حق دارند نگرانت باشند! درسته که خانواده ها و فرهنگ ایرانی یه کم strictـه،ولی باید باهاش کنار اومد ... یعنی مجبوریم که کنار بیایم! من خودم زخم خورده ‌ـم! اولش سعی میکردم باهاش کنار بیام و در عین حال،مدام باهاشون صحبت میکردم! این اواخر دیگه خیلی کم پیش میاد بهم گیر بدند! ته‌ـش اینکه تند نرو! :دییی

5- 1- بهش گوش نکن! مطمئن باش که بهترین روانشناس اصفهان میشی! اولین نوبت رو هم واسه خودم بذار کنار! :دی

5- 2- تو هم نارنجی کن موهاتو ببینیم چی میشی! :دی

5- 3- افراد مشهور ؟! گی مثلا ؟! :دی

پرتقال:

1. واسه یه بار دین خوب بود
2. اصنم باکلاسی نیس '_' :دی
3. هااا باریکلا ببینم کِی حسش میاد
4. چشم اِی وِی
5. 1) مرسی روحیه *_*
2) حتما :)) تو برنامه هامه
3) مثلا رو نمیدونم :دی هر کی شد :دی
علی ف.
۲۱ آبان ۱۷:۲۷
کامنتم خودش یه پست شد!!!! :دی

پرتقال:

خوب شد :)))
میس تیچر
۲۱ آبان ۲۲:۴۱
من کافی بود امتحان داشته باشم بابام هوس کنه منو ببره امتخان
بعد تصحیح ورقه ها میرسیدم:)))))

پرتقال:

گیج شدم :/
کافی بود امتحان داشته باشی تا بابات ببرتت امتحان؟؟؟

جولـ ـیک
۲۲ آبان ۲۲:۱۳
تو هم دختری :| ؟

پرتقال:

با اجازت :دی
نکنه تو هم فکر میکردی پسرم من ؟
جولـ ـیک
۲۳ آبان ۰۱:۳۱
آره:|||

پرتقال:

واییییی :|
چطور ممکنه چطور؟:دی
من کجا شبیه پسرا مینویسم آخه ؟
احمد ملاکی
۲۶ آبان ۰۱:۲۲

سلام
مطالبتون خوب و تاثیر گذار هست
ممنون میشیم ما رو با عنوان «وعده صادق» لینک کنید

باتشکر از شما

http://vadesadegh.ir

پرتقال:

زودتر میگفتی آقا احمد :/
پریسا ..
۲۷ آبان ۱۷:۱۹
من همین الان هم دارم با خسرو می نویسم، به خسروتون بگو هم چنان اسم گلی جان رو آوردی نیاوردی :-))))))))))))))))

پرتقال:

دلِ بچمو شکوندی :(((
پریسا ..
۲۷ آبان ۱۷:۲۷
خدای من ابروهاشو چرا نارنجی کرده؟ :-||||||||||||||||||||||||

اون یکی برادرت هم خیلی خفنه که رفته کچل کرده :-))))

در مورد پدر، خب من قدیمتر ها بسیار مشکلات داشتم، خیلی شدید، ولی الان نمی دونم من بزرگ شدم، عاقل شدم، اون پیر شده، چیه که با هم خیلی می سازیم، در حدی که میشه بشینیم دو ساعت حرف بزنیم با هم و کیف کنیم :-|

پرتقال:

خیلی منطقی و ساده :) میخواسته تجربه کنه :دی

دوتاشون خفنن :دی

شایدم دوری و دوستی؟ دلش برات تنگ میشه نمیخواد دعوا راه بیافته وقتی پیش همید... نمیدونم
ما اختلاف سنیمونم خیلی زیاده! 40 سال!
پریسا ..
۲۷ آبان ۱۷:۳۶
هاااااااااا راست میگی، دوری و دوستی خوبه :-))))))))) ما هم کم نیست اختلاف سنی مون، 34 سال :-)

ولی یک نکته ای که بود این که یک دوره ای من خیلی کمک کردم به حل مشکلات خانوادگی، مثلاً مراسم آشتی کنون برگزار کردم با خانواده پدری و همه رو با هم آشتی دادم و اینا... از اون موقع به بعد خیلی با هم خوب شدیم :-)

الان ها من اگه خودم هم بچه بیارم با بچه ام 34 سال به بالا اختلاف سنی پیدا خواهم کرد :-))))))))))))) برم در افق محو بشم

پرتقال:

آره منم از مشغله کنکور رها بشم برنامه دارم که بهبود ببخشم روابط رو
دقیقا من خیلی با این مساله کِی بچه آوردن خوبه درگیرم :|
زودباش به نظرم اگه قصدشو داری
منم اصلا بچه نیستم برا این حرفا :| :دی
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره!
انسان وقتی دلش گرفت از پی تدبیر میرود؛
من هم رفتم :)
#سهراب_سپهری
عرفـــ ـــان بلاگ بیان