بعضی چیز ها هر چقدر هم تکرار شوند،

باز هم از دل آمده اند و بر دل مینشینند...

مثل دوستت دارم گفتنت...

مثل خنده هایت...

مثل بوسه هایت...


هما پورجم


∞ اصل مطلب اینه که پریسا داره واسه گوگولوشون، پیشنهادای بقیه رو واسه اسم جویا میشه :) بعد یهو یادم افتاد چقدر این جریان شیرینه :) هیچ وقت قدیمی و تکراری نمیشه :) شوق همه برای انتخاب اسم واسه یه وجودی که قراره پا به این دنیا بذاره :)

∞ خوش به حال اونایی که دِل کندن براشون عینِ آب خوردن میمونه!
∞ حرف زیاده! اما همش گیر کرده بیخ گلوم! زورم بهشون نمیرسه!
∞ مامانم برام تخم مرغ شانسی خریده... با ذوق داره برام تعریف میکنه که وقتی بچه بودم، چقدر دوسشون داشتم... میخندم و فکر میکنم؛ به روزایی که تصویرای محوی ازشون برام مونده...
∞ خدایا؟ اینجا تاریکه... دستمو بگیر.. نذار گم بشم..